زیرنظام تعلیمی

9 – 4 اصل شماره چهار

توجه به تفاوت های فردی (روحیات، علایق، استعدادها و توانمندی ها) متربیان در تدوین محتوا و شیوه آموزشی با توجه به توانایی ها و ملاحظات رشدی

رویکرد – راهکار:

  • تدوین محتوا و روش در دوره ی ابتدایی اول بر اساس مهارت های اساسی.

    تدوین محتوا و روش در دوره ی ابتدایی دوم با تاکید بر آموزش عمیق مفاهیم پایه (کاربردی) در هر علم متناسب با رشد سنی و با رویکرد اهداف ۱۸ گانه تربیتی.

  • توجه به تفاوت های فردی متربیان در تدوین محتوا و شیوه ی آموزشی پس از بلوغ (دوره ی گذار پایه ی هشتم و نهم).
  • توجه به تنوع روحیات دانش آموزان در تفاوت های فردی در دوره ی ابتدایی اول در تدوین شیوه ها و روش های آموزشی.
  • توجه به تفاوت های فردی متربیان (استعداد) در دوره ابتدایی در تدوین شیوه ها و روش های آموزشی.
  • تدوین مدل گزینش مربی و متربی همسو با نظام تعلیمی مرکز.

    محتوا (دوره های اول و دوم ابتدایی): با در نظر گرفتن سایر اصول تعلیمی منابع درسی با تقدم و تاخری که معلم در هر کدام از سرفصل ها تشخیص می دهد، تدریس می شود تا مجموعه به سمتی حرکت کند که در صورت لزوم به تعریف و تدوین سرفصل ها و حتی محتواهای جدید برسد و یا برخی از مطالب منابع درسی اصلاح، کم و زیاد و یا حتی حذف شود.

    محتوا (دوره ی اول متوسطه): در ادامه محتوای ابتدایی این نکته ذکر می شود که در دوره ی اول متوسطه تفاوت های فردی در تدوین محتوا جهت کسب شایستگی های عمومی و پایه موضوعیت ندارد.

    ……………………………………………………………………………….

روش:

ابتدایی: برنامه ی کلاسی یکسان است اما مطالبه از بچه ها و ارزیابی ایشان باتوجه به تفاوت های فردی انجام می شود.

متوسطه اول: برنامه کلاسی روزانه و یا حتی هفتگی با در نظر گرفتن ساعت مشخص شده سیال باشد تا دانش آموز بتواند بر اساس حالات و روحیات و علایق خود در تقدم و تاخر دروس اختیار نسبی داشته باشد اما جهت کسب شایستگی های پایه در حوزه های هفتگانه ی علم این آزادی براساس تفاوت های فردی، مطلق و کاملا اختیاری نیست تا بدینوسیله فرد تنواند به کلی از برخی دروس صرف نظر کند.

متوسطه دوم: پس از گذراندن سطح عمومی هر کدام از این محتواها در صورتی که متربی در حوزه یا حوزه هایی استعداد و علاقه بیشتری نشان دهد یا به عبارتی و ظرفیت بیشتری داشته باشد زمینه رشد تخصصی تر و نیمه حرفه ای توسط مجموعه برای وی فراهم می گردد تا با هدایت این ظرفیت توسط مجموعه در آینده نزدیک به تولید اثر منجر گردد.

……………………………………………………………………………….

  • اختیاری بودن تکالیف با شرایط زیر:
  • به شرط پاسخگو بودن به سوالات آن درس
  • رشد و عدم افول در سیر یادگیری
  • حرکت به سمت پذیرش دانش آموز پایه ی اول از ابتدای ۸ سالگی و سال فعلی اول را پیش دبستان بدانیم. (پیش ۱ از ابتدای شش سالگی و پیش از ابتدای هفت سالگی)
  • سلایق معلمان و روش های متفاوت بر اساس اصول اجرا شود و لزومی بر روش واحد نیست.

    جهت اندیشه بیشتر:

  • – آموزش در سنین ابتدائی بر اساس سه اصل ((حریت، تفکر و شخصیت )) به گونه ای که متربی را آماده ی انتخاب آگاهانه و صحیح در دوران بعد از بلوغ (دوره گذار پایه هشتم و نهم) کند.
  • – برخورد با مفاهیم و محتوای دروس بر اساس سن رشدی دانش آموزان و حرکت به سمت تغییر و تحول و جابجایی محتوای دروس در پایه های مختلف بر اساس سن رشدی.

فعالیت:

در دروسی مثل علوم، هنر، قرآن و ورزش و تا حدودی ریاضی، میدان خلاقیت و عمل معلم و فضا برای ظهور بروز مهارت های اساسی در ابتدایی اول گسترده تر است.

  • زمانی که معلم در تدریس در صورت لزوم و جایگزین مناسب ، از محتوای اجباری کتب درسی، فارغ می شود می تواند به تدوین محتوا بر اساس مولفه های جنود عقل بیندیشد.
  • در دوره ی دوم ابتدایی در هر درس مفاهیمی پایه وجود دارد که باید بر آنها تاکید عمیق کنیم مثلا در درس ریاضی چهار عمل اصلی.
  • محدود نشدن و نداشتن توجه ویژه ی به افراد با قابلیت خاص در عرصه هایی که توانایی چشمگیری دارند.
  • هرچه سن تقویمی متربیان بیشتر می شود عرصه ی عمل آنها گسترده تر شد و استعدادها نمایان تر می گردد. (د مقابل سنین پایین تر که روحیات ظهور و بروز بیشتری دارند.)
  • عدم الزام اجرای برنامه کلاسی مصوب آموزش و پرورش
  • عدم الزام دانش آموزان به پرداختن به یک درس واحد برای همه در یک ساعت(در دبیرستان)
  • خارج شدن محوریت ریاضی از تنها ملاک علمی افراد و توجه به تک تک دروس و زمینه ها.
  • تدوین شیوه تشویق و تنبیه بر اساس تلاش دانش آموز، نه بر اساس میزان یادگیری.

    ……………………………………………………………………………….

    تکلیف:

  • تکلیف کاملا در راستای آموزش و بدون ملالت برای بچه ها باشد.
  • کتاب کمک درسی حتی الامکان معرفی نمی شود.
  • عمده ی زمان معلم باید صرف تدریس به شیوه ی فعالیت محور باشد .
  • جبران ضعف های آموزشی بچه ها با تمرین و تکرار صرف اتفاق نمی افتد. فی المثل در املا می بایست ضعف مهارت های دانش آموز مانند دقت دیداری و … شناسایی و برای رفع آن، فعالیت مربوط تجویز شود.

    ……………………………………………………………………………….

    آزمون:

  • آزمون به شکل استرس زا و با اعلام قبلی برگزار نشود.
  • آزمونک هایی بدون اطلاع قبلی، آن هم برای سنجش میزان موفق بودن روش تدریس معلم گرفته شود و ناظر به نتایج آزمون برای دانش آموزانی که ضعف دارند برنامه ریزی مجدد شود.
  • آزمون صرفا نباید مبنای ارزشیابی بچه ها باشد و تنها معیار موفقیت روش تدریس است و برای ارزشیابی میزان تلاش دانش آموزان می بایست در حینِ تدریس فعال و انجام فعالیت توسط دانش آموز معلم دقت کند و براساس همین روند پیشرفت، پاسخگویی به والدین انجام شود.
  • محفوظاتی که اهمیت محوری دارند، می بایست به تناوب یادآوری و تکرار شود تا به تثبیت منجر شود.
  • اگر دانش آموز درس را در کلاس یاد گرفته است و نیاز به کار در خانه ندارد و دانش آموز ضعیفی که انجام کار در خانه برایش خیلی سخت است، نیاز به اجبار نیست.
  • آزمون تستی نباشد. (حتی المقدور تا پایه ی پنجم)

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا