١٣٩٨/١٢/٢٠

مباحث تربیتی آیت الله تهرانی-شماره1

کم رنگ شدن غیرت؛ منشا بسیاری از مفاسد جامعه:

#مبانی_تربیت را پشت سر هم دنبال کنید:

 

شماره یک:

 

کم رنگ شدن غیرت؛ منشا بسیاری از مفاسد جامعه:

این بحثی است که شدیداً مورد احتیاج است، خصوصاً برای جامعه‌ی متدیّنین و نقشی اساسی دارد که می‌توان گفت بسیاری از مفاسد بر محور کمرنگ شدن همین غیرت است.

در باب غیرت عرض کردم، غیرت حالتی است مربوط به روح که نشأت گرفته از حبّ به شی است و این موجب می‌شود که انسان کوشش کند، آن شی را که حفظ او عقلاً و شرعاً لازم است، حفظ کند. این تعریف علمای اخلاق از غیرت بود.

 

انواع غیرتها از نظر ریشه ی حبّ:

از نظر حبّ که امری است درونی، می‌توانیم سه حوزه را تصور کنیم:

1-     حبّ حیوانی:

 که بسیاری از حیوانات هم این را دارند و از این هم غیرت نشأت می‌گیرد، که می‌شود غیرت حیوانی.

حبّ، حیوانی است، غیرت هم غیرت حیوانی می‌شود. دیده‌اید که حیوانات نسبت به حفظ و حراست از فرزندان خودشان، چه می‌کنند.البته برای این‌ها مقطعی است.  بعضی از آن‌ها، تا یک مقطعی هست بعد از همدیگر بیگانه می‌شوند. ما حتی در بعضی روایاتمان هم داریم که وقتی می‌خواهند ما را نکوهش کنند، می‌گویند بروید از خروس غیرت را یاد بگیرید. خروس نسبت به همسرداری اش غیرتمند است، حالا بی غیرت‌ها را نسبت به آن در جامعه می‌شناسید.

حتی بی‌غیرت حیوانی. دیگر تطبیق با شماست، کار ما این‌ها نیست؛ کار ما کلّیات گفتن است، تطبیق مصادیق با شما.

 

2- حبّ انسانی:

که حبّ انسانی در ارتباط با عقل عملی است. یعنی انسان یک سنخ اموری در درون او هست که آمیخته به وجود او است و من از آن تعبیر کردم به عقل عملی. حُسن و قبح‌ها نسبت به یک سنخ از اعمال که ربطی به دین هم ندارد. مثل اینکه ظلم بد است، عدل خوب است. که این‌ها در ارتباط با آن حبّ انسانی است که انسان عدل را دوست می‌دارد، امانت داری را دوست می‌دارد و... از آن طرف، یک سنخ مسایل قبیح است. آن‌هایی را که حَسَن است دوست می‌دارد، و از آن‌هایی که قبیح است بدش می‌آید.

در اینجا هم غیرت انسانی مطرح می‌شود. نسبت به آن اموری که دوست می‌دارد و حَسَن است، باید غیور باشد.

یعنی آن را حفظ کند. این از امور فطری انسان است. نزد عقل من حَسَن است و حفظ آن هم لازم است؛ کاری نکنم که این امور آمیخته به وجود من از بین برود. مثلاً عفّت، یک چیز تحمیلی نیست، اکتسابی است و مربوط به انسان است و حَسَن است. لذا حفظ این هم عقلاً لازم است. در ارتباط با تعریف غیرت علمای اخلاق گفته اند:

حفظ و حراست از امری که حفظ آن عقلاً لازم است. این مربوط به اینجاست که میرویم سراغ این سنخ از مسایل.

 

3- حب مربوط به بعُد معنوی انسان:

حبّی که در ارتباط با بُعد دیگری از وجود انسان است. بحث هم همه‌ی ابعاد انسان نیست؛ دایره و مدار آن در اینجا یک مقدار تنگ می‌شود، و آن بُعد معنوی انسان است که مربوط به معتقدات دینی و ایمان است. یعنی دلبستگی به ماورا طبیعت و دلبستگی به خداوند. اینجا هم حبّ است که از این حبّ هم غیرت نشأت می‌گیرد؛ غیرتی که اسم آن را می‌گذاریم غیرت دینی؛ حفظ دین.

یعنی دین خودم را حفظ کنم.

ما این سه گونه حبّ را داریم، سه گونه هم غیرت داریم چون غیرت نشأت گرفته از حبّ است. آنچه را که علمای اخلاق مطرح می‌کنند در ارتباط با بُعد انسانی است، غیرت انسانی و غیرت دینی و ایمانی است؛ « انَّ الغِیرَةَ مِنَ الایمان » غیرت از ایمان، یعنی این.


نظرات